جغرافیاهای منطقه خلیج فارس؛ واکاوی افق های نوین در مطالعات منطقه خلیج فارس

  • PDF

جغرافیاهای منطقه خلیج فارس؛ واکاوی افق های نوین در مطالعات منطقه خلیج فارس

نویسنده: دکتر هادی ویسی؛ استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه پیام نور

انتشارات انجمن ژئوپلیتیک ایران- تابستان 1396

خلیج فارس، گستره آبی و به صورت دریای نیم بسته­ ای در جنوب غرب آسیا و مابین فلات ایران و شبه جزیره عربستان است که با جهت شمال غربی و جنوب شرقی از طریق تنگه هرمز به دریای عمان و آبهای آزاد متصل می ­شود. کشورهای ایران، عربستان سعودی، عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان هشت کشور ساحلی خلیج فارس اند که منطقه خلیج فارس را به وجود آورده اند.

به طور کلی، خلیج فارس یکی از مهم ترین مراکز ثقل مناسبات ژئوپلیتیکی و بین المللی است که تحت سیطره دو قلمرو ایرانی و عربی قرار دارد. وجود ذخایر عظیم انرژی، موقعیت کانونی و مناسب دسترسی و کانون اصلی جهان اسلام، این منطقه را در زمره مناطق بسیار تأثیرگذار در معادلات جهانی در آورده است.

این منطقه مهم جهانی، همواره مورد توجه قدرتهای جهانی بوده است. در دوره باستانی که ایران از قدرتهای جهانی بود (هخامنشیان و ساسانیان) بر منطقه خلیج فارس تسلط کامل داشت. در همان زمان نیز قدرتهای جهانی رقیب نظیر یونانیان و رومی ها در برهه های زمانی خاص برای تسلط بر خلیج فارس تلاشهای زیادی کردند. در سده های میانی، خلیج فارس تحت نفوذ قدرتهای ایرانی، قبایل شبه جزیره عربستان و دولت عثمانی بود. از سده پانزدهم، با افول قدرتهای جهانی شرقی، قدرتهای استعماری غربی که سرآغاز آنها پرتغال و پس از آن اسپانیا، هلند، فرانسه، بریتانیا و در سده اخیر ایالات متحده امریکا بود، وارد خلیج فارس شدند و به مدت بیش از 500 سال است که در خلیج فارس متناسب با شرایط زمانی در مناطق ساحلی به غارت، سرکوب، تنش آفرینی، بحران سازی، تجاوز و جنگ، تفرقه افکنی، سلطه و نفوذ و ایجاد وابستگی می پردازند. آنان برای تسلط بر خلیج فارس با قدرتهای جهانی رقیب در رقابت بوده اند و برای کنترل نیروهای محلی مقاومت کننده، آنها را سرکوب یا جذب سیاستهای خود می ­کرده اند. بر اساس شواهد تاریخی، هر زمان که قدرت جهانی به هر دلیلی از صحنه خلیج فارس عقب رانده شده است، در ساختار هرم قدرت جهانی افول کرده است و هر زمان قدرت جهانی توانسته است بر خلیج فارس مسلط شود، در بالاترین سطح ساختار هرم قدرت جهانی قرار گرفته است.

منطقه خلیج فارس که به دلیل شرایط محیطی، کانونی بودن جهان اسلام و ویژگیهای مشترک اقتصاد نفتی کشورهای ساحلی، بستر بسیار مناسبی برای اتحاد منطقه ای فراهم کرده است، تا کنون به دلایل مختلف و از جمله دخالت قدرتهای فرامنطقه ای، مناقشات ارضی و مرزی میان کشورهای ساحلی و رقابتهای ایدئولوژیکی قدرتهای منطقه ای، همگرایی و اتحاد فراگیر منطقه ای میان کشورهای ساحلی شکل نگرفته است. در پی پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از ابتدای دهه 1980 میلادی، شورای همکاری خلیج فارس متشکل از شش کشور عربی سواحل جنوبی خلیج فارس، اتحادیه منطقه ای ناقصی را در منطقه خلیج فارس ایجاد کردند که هدف اصلی از ایجاد آن مقابله با ایران و عراق بود. از این رو، این مسأله شکاف را در منطقه خلیج فارس بیش از گذشته بیشتر کرده است.

این کتاب از هفت فصل تشکیل شده است که فصل اول با رویکرد نظری به مفهوم منطقه، به معرفی نگرشها و رویکردهای مختلف به منطقه و جغرافیای منطقه ای پرداخته است و سعی کرده است با تبیین درست از منطقه و مطالعات منطقه ای، درگاهی مناسب برای ورود به بحث منطقه خلیج فارس و مطالعات خلیج فارس باشد.

فصل دوم، در خصوص جغرافیای طبیعی و محیطی خلیج فارس است و ویژگیهای موقعیت مکانی، زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی، هیدروگرافی، وضعیت اقلیمی، آبزیان و وضعیت زیست محیطی آن بحث شده است.

فصل سوم، در خصوص جغرافیای انسانی منطقه خلیج فارس است. در این فصل ویژگیهای انسانی، اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه خلیج فارس مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. وضعیت جمعیتی، دینی، مذهبی، زبانی و قومی و کیفیت شاخص توسعه انسانی و میزان تولید ناخالص داخلی کشورهای منطقه خلیج فارس با یکدیگر مقایسه شده است. مباحث ملی گرایی و سیر تحول آن در منطقه خلیج فارس در این فصل آمده است.

فصل چهارم، در خصوص جغرافیای تاریخی خلیج فارس است که فرایندها، رویدادها و تحولات مهم تاریخی خلیج فارس در چهار دوره باستانی، اسلامی، استعماری و معاصر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

فصل پنجم، به وضعیت منابع و مسائل انرژی هیدروکربنی کشورهای منطقه خلیج فارس اختصاص یافته و سعی شده است رقابتهای ژئوپلیتیک انرژی در منطقه تشریح گردد.

فصل ششم، درباره سیر تکوین شورای همکاری خلیج فارس و ترتیبات امنیتی خلیج فارس است که در آن عوامل و زمینه های همگرایی و بسترها و عوامل واگرایی و دلایل ناکامی کشورهای منطقه برای تشکیل اتحاد منطقه ای بحث و بررسی شده است.

سرانجام، فصل هفتم به جغرافیای سیاسی و نظامی خلیج فارس اختصاص یافته است که در این فصل به پیدایش و سیر تکوین واحدهای سیاسی منطقه خلیج فارس و فرایندها و سیر تحولات تاریخی تعیین حدود مرزهای سیاسی توجه شده است و در پایان این فصل وضعیت توان نظامی و دفاعی کشورهای خلیج فارس بحث شده است.