ژئوپلیتیک امنیت در دوران ما

  • PDF

خط سوم ژئوپلیتیک امنیت در دوران ما

محمدرضا محمد هیودی ؛ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی

( این نشانی پست الکترونیک دربرابر spambot ها و هرزنامه ها محافظت می شود. برای مشاهده آن شما نیازمند فعال بودن جاواسکریپت هستید )

هنگام شروع مدنیت در شرق دور و در گستره جغرافیای سرزمینی که امروز چین نامیده می شود؛ و در زمانی که حاکمان و امپراتوران اولیه چین خود را فرزند آسمان و بعدها پایتخت مرکزی این سرزمین  را پکن، شهر آسمانی  نامیدند؛ در واقع بنیاد جامعه مدنی را در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی پایگذاری کردند. با گسترش این حوزه تمدنی به اطراف که با قلمرو گشایی و استراتژی توسعه سرزمین ؛ در دوره های بعدی تاریخ توسط امپراتوران این سرزمین ادامه پیدا کرد ، و بعدها به بالندگی  و اوج خود رسید . این حوزه تمدنی هرچند از لحاظ سیاسی و جغرافیای سرزمینی مشخص بود و حتی در دوره های بعدی با کشیدن مرز ( دیوار چین؛ اگر چه به شکل و پیچیدگی مرزها در دوران مدرن نبود ) در قسمتی از سرزمین آن قابل شناسایی بود؛ اما وسعت و حوزه نفوذ فرهنگی آن فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیای سرزمین آن گسترش پیدا کرد و قسمت اعظم شرق دور تحت تاثیر فرهنگ و مدنیت این کشور قرار گرفت و گستره جغرافیای خشکی وسیعی را در بر گرفت . چرا خشکی ؟ چون چین حاکمیتی سیاسی با محوریت و دیدگاه جغرافیایی خشکی پسند بوده و اصولا  دریایی یا دریا محور  نبود. ولی بعدها به واسطه تبادلات تجاری محدود ( همین شیوه بعدها توسط تجارمسلمان صورت گرفت )؛ فرهنگ و حوزه مدنی آن از طریق دریا به جنوب شرق آسیا نفوذ کرد و آن را تحت تاثیر خود قرار داد . اکنون این سوال مطرح می شود که کشور چین با توجه به سابقه تمدنی چند هزار ساله، جایگاه سیاسی و ژئوپلیتیکی آن در امنیت حال و آینده جنوب شرق آسیا و جهان چگونه است ؟

چین در دوران باستان که کنترل ژئوپلیتیک امنیتی گستره جغرافیایی تحت حاکمیت خود و سرزمین های اطراف و همراه با امپراتور ایران و یونان ( بعد ها روم )  به  ژئوپلیتیک  امنیتی جهان باستان متصل بود و در دوره های طولانی چند هزار ساله به جز مقاطع کوتاه ( حمله اقوام بیابانگرد ) تاریخی این شرایط  برای آن کشور ادامه داشت. ولی  بعد از قرون وسطی و خروج اروپا از یک دوره روکود طولانی که منجر به رنسانس شد؛ کشورها جایگزین امپراتوری روم در دوران مدرن که بعد از انقلاب صنعتی بوجود امدند ؛ ژئوپلیتیک دنیا ( اروپا ، روسیه و امریکای شمالی ) را شکل دادند و چین تحت استعمار بعضی از این کشورهای قدرتمند دوران ما قرار گرفت. اما این کشور بعد از استعمار و تحت اصلاحات انقلابی مائو شروع به پیشرفت صنعتی کرد و به کشوری پیشرو در فناوری و به دنبال آن  به قدرتی  اقتصادی تبدیل شد و در عصر حاضر در سیاست و ژئوپلتیک جهان موثر واقع شده است . بنابراین با توجه به قابلیت و توانایی این کشور در شرق دور و داشتن سرزمین وسیع وموقعیت جغرافیایی در کنار اقیانوس و توجه به استراتژی دریایی در دوران معاصر می تواند همراه با کشورهای مطرح جنوب شرق آسیا و اتصال آنها به کشورهای جنوب صحرای افریقا ؛ به خصوص کشور افریقای جنوبی که از نظر شاخص های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی مهم و تاثیر گذار می باشد و همچنین اتصال این خط ژئوپلیتیکی به جنوب قاره امریکا بویژه کشور آرژانتین که در آینده می تواند به کشور تاثیر گذاری در امریکای جنوبی تبدیل شود؛ همراه با  خط دوم ژئوپلیتیک امنیت جهانی در عصر حاضر ( اروپا، روسیه و امریکای شمالی) و با تکمیل خط ژئوپلیتیکی جهان باستان ( چین، ایران و اروپا )  به ژئوپلیتیک امنیتی جهان شکل داده و به آن کمک کند.