کتاب جغرافیا و جهانی شدن توسط انتشارات انجمن ژئوپلیتیک ایران به چاپ رسید.

  • PDF

تألیف: دکتر رضا حسین پور پویان

انتشارات: انجمن ژئوپلیتیک ایران

جهاني‌شدن پديده‌ي پيچيده‌اي است که تأثيرات پردامنه‌اي داشته است. بنابراين شگفت نيست که اصطلاح جهاني‌شدن معني ضمني عاطفيِ بسياري به خود گرفته و به موضوع مناقشات داغ در گفتمان سياسي کنوني تبديل شده است. در يک سرِ طيف، جهاني‌شدن را نيروي مقاومت‌پذير و بي‌خطر براي تأمين رفاه اقتصادي مردم سراسر جهان مي‌دانند و در سرِ ديگر طيف، آن را عامل تمام مصيبت‌هاي روزگار معاصر مي‌دانند و مورد سرزنش قرار مي‌دهند. از اينرو، امروزه پديده‌ي جهاني‌شدن به سبب ماهيت سياسي و اجتماعي آن بيش از پيش مورد توجه رشته‌هاي علمي محتلف و محافل و کرسي‌هاي نظريه‌پردازي قرار گرفته است. در اين بين، دانشمندان و انديشمندان علم جغرافيا به‌واسطه‌ي «پيشينه‌ي جهاني طولاني» اين دانش بشری، از حيث جايگاه و مطالعه‌ي جهاني‌شدن در بُعد تاريخي آن در موقعيتي قدرتمند قرار گرفته‌اند. چون که جغرافيا از همان ابتدا به عنوان ابزاري جهت جستجو و شناخت جهان بنيان نهاده شده است هر چندکه تا قبل از اين، بيشتر براي رفع نيازهاي امپرياليسم مورد استفاده و بهره‌برداري قرار گرفته است. از سويي ديگر، انسان در علم جغرافيا بسيار کنجکاو است و دائماً در تلاش است تا بر معرفت و شناخت خود نسبت به افق­هاي دور دست جهان هستي خود بيفزايد و تفاوت‌ها و تشابهات مکاني گيتي را با محيط زندگي خويش دريابد و با آنها آشنا گردد.

به جرأت مي‌توان گفت که يکي از بحث‌برانگيزترين مباحث در بين انديشمندان حوزه‌هاي مختلف علوم اجتماعي در سراسر جهان، موضوع جهاني‌شدن و تبعات آن بوده است. طوري که براساس بررسي يکي از فعال‌ترين انديشمندان جهاني‌شدن، در اين خصوص بيش از يازده‌ هزار جلد کتاب طي سال‌هاي اخير به رشته‌ي تحرير درآمده است. در اين بين هنگامي که ارتباط بين جغرافيا و جهاني‌شدن موضوع مورد مطالعه باشد، بر پيچيدگي‌هاي آن بيش از پيش افزوده مي‌شود که همين مسأله مستلزم پرداختن به اين موضوع از ديدگاه علم جغرافيا را به يک ضرورتی انکارنشدنی و اجتناب‌ناپذير تبديل کرده و بر همين اساس کتاب جغرافيا و جهاني‌شدن به‌صورت ويژه به رشته‌ي تحرير درآمده است، و در نوع خود - از آنجاييکه نگارنده اطلاع دارد - اولين منبع فارسي تدوين شده از اين حيث به شمار مي‌رود. در تنظيم محتواي کتاب تلاش شده است تا مباحث مطرح شده در جهت درک و فهم جغرافيايي هر چه بيشتر و بهتر فرايند جهانی‌شدن براي دانشجويان جغرافيا در همه‌ي مقاطع تحصيلي و بويژه کارشناسي و کارشناسي ارشد مثمرِ ثمر واقع شود. لذا کتاب حاضر براساس هدف فوق، در قالب نُه فصل به صورت ذيل تهيه و تدارک ديده شده است:

در فصل اول، تلاش بر اين بوده است تا به مفهوم و تعاريف جهاني‌شدن و ديگر مفاهيم پيراموني آن و همچنين خاستگاه و پيشينه‌ي اين پديده پرداخته شود.

در فصل دوم، به اهم نظريه‌هاي موافق و مخالف با پديده‌ي جهاني‌شدن و ديدگاههاي مختلف در اين حوزه پرداخته و در انتهاي فصل سعي بر اين بوده است تا جمعبندي از مباحث مطرح شده ارائه شود.

در فصل سوم، ابعاد مختلف جهاني‌شدن مورد مطالعه و بحث قرار گرفته است. در اين فصل تلاش بر اين بوده تا حداقل يازده بُعد از مهمترين ابعاد پديده‌ي جهاني‌شدن که بيشترين اثرات را بر کيفيت زندگي و مناسبات اجتماعي بشر در سرتاسر گيتي گذاشته‌ و مي‌گذارند، به تفضيل ارائه ‌شود.

در فصل چهارم، به ابزارهاي جهاني‌شدن پرداخته مي‌شود. در اين فصل به مهمترين عواملي که فرايند جهاني‌شدن را تسهيل و تسريع مي‌کنند و در غالب بررسی‌های انديشمندان و نظريه‌پردازان جهاني‌شدن، از هر کدام به عنوان نماد و سمبل اين پديده ياد شده است، پرداخته شده و نقش هرکدام از ابزارهاي فوق به‌صورت مجرد مورد بررسي و بحث قرار گرفته است.

در فصل پنجم، ارتباط بين قدرت و جهاني‌شدن بررسي شده است. سعي و تلاش نگارنده در اين فصل بر اين بوده است تا ابزارهايي که به‌واسطه‌ي آن جهاني‌سازي محقق مي‌شود، مورد بحث و توجه قرار گيرد.

در فصل ششم، به مفهوم و نگرش ضد جهاني‌شدن و جنبش‌هاي مربوط به آن و پاردايم‌هاي حاکم در اين زمينه پرداخته مي‌شود.

در فصل هفتم، جغرافياهاي جهاني‌شدن و اهم عوامل و بسترهاي جغرافيايي که فرايند جهاني‌شدن در آنها رخ مي‌دهد و يا رخداد اين پديده را تسهيل مي‌کنند، بررسي مي‌شود. در اين فصل از کتاب، سعی شده است با دلايل علمی و مصاديق واقعی و مبتنی بر تجربيات زندگی سياسي - اجتماعی بشر از گذشته تاکنون و فلسفه‌ي نظام هستی، ضمن تأکيد اساسی بر نقش برجسته‌ي عوامل جغرافيايي در بروز و وقوع مسائل و رخدادهای روز، از جمله جهانی‌شدن، رويکرد خامِ «پايان عمر جغرافيا» تحت تأثير اين فرايند را مورد بررسی و نقد قرار دهد.

در فصل هشتم تحت عنوان جهاني‌شدن و جهان سوم، به وضعيت کشورهاي جهان سوم و مسائل آنها در ارتباط با جهاني‌شدن و نحوه‌ي مواجه‌ي اين بخش از جهان با اين پديده پرداخته مي‌شود.

در فصل نهم و پاياني، با نگاهي به وضعيت کنونی و دورنماي جهاني‌شدن به چهره‌ي اخلاقي و انساني اين پديده‌ي پرداخته مي‌شود.

در خاتمه نويسنده با اذعان به اينکه اين اثر به عنوان گامي در راستاي پرداختن به موضوع جغرافيا و جهاني‌شدن مطمئناً داراي ضعف‌ها و کاستي‌هايي است، از خوانندگان محترم تقاضا دارد انتقادات، نظرات و پيشنهادات اصلاحي خود را براي رفع کمبودهاي آن در چاپ بعدي اعلام فرمايند.