معرفی همایش

واگذاری امور عمومی محلی به شهروندان و رضایتمندی عمومی که پیامد آن مقبولیت حکومت و توسعه دموکراسی در قالب نظام عدم تمرکز است، مهمترین تئوری اداره امور عمومی در عصر حاضر می باشد. این دیدگاه که فلسفه خود را از سرشت آزاد انسان، تعلق مکانی و حق اداره قلمرو محل زندگی توسط ساکنان می گیرد، در قالب «مدیریت محلی» ظاهر شده است و موجب می شود تصمیم گیری، اجرا و نظارت درباره امور محلی در چارچوب سیاست های کلی حکومت مرکزی به نهادها و سازمانهای مردمی (نظیر شوراها، شهرداری ها و نهادهای مدنی) و نیز مقامات و نهادهای دولتی محلی (نظیر فرمانداری، شهرداری، بخشداری و ادارات دولتی) واگذار شود. نقش آفرینی و کارکردهای مدیریت محلی تابع صلاح دید دولت مرکزی است که قبض و بسط قدرت مدیریت محلی را در کنترل خود دارد.
مدیریت محلی به صورت واقعيتي انكارناپذير و ضرورتي رو به گسترش در جهان در آمده است تا جایی که دولت مركزي بدون دولت محلي از نظر ارتباط با شهروندان دچار خلأ مي شود. مهمترین عوامل گسترش دولت محلي در جهان را می توان بصورت زیر بیان کرد:
الف) توسعة بوروكراسي و ناتواني دولت هاي ملي در رفع نيازهاي حياتي امور محلي.
ب) پيدايش مقتضيات جديد و ديدگاه هاي محلي، رشد آگاهي ها و مطالبات مردم از دولت.
ج) کاهش سطح اقتدار دولت ها در برابر فشار تقاضاي ملت¬ها و كاهش ميزان اطاعت پذيري و انقياد مردم از حكومت ها.
در جمهوری اسلامی ایران ساختار نهادهای حکومتی بر اساس قانون اساسی به شکل متمرکز (ساختار بسیط) در آمده است آن گونه که نظام سیاسی در حوزه ساختاری بیش از اندازه متمرکز شده است. با توجه به تحولات صورت گرفته در دهه اخیر و اجرای قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا زمینه شکل گیری و توسعه نوعی از مدیریت محلی در ایران شکل گرفته است، به گونه ای که امروزه می توان از شوراهای اسلامی و شهرداری ها (به ویژه در کلان شهرها) به عنوان نماد اصلی مدیریت محلی در ایران نام برد.

آخرین به روز رسانی در دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ساعت 22:39